| امام
و سالهاي مبارزه از نگاه حبيبا... عسگراولادي
روزنامه
اعتماد ملي در آستانه هجدهمين سالگرد ارتحال
بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي ايران، گفت و گويي
با حبيب الله عسگراولادي از ياران قديمي امام
خميني(ره) انجام داده است. آنچه در پي مي آيد متن
اين گفت و گو است.
حبيبا... عسگراولادي به فرانسه
رفته بود تا پيغامرسان بزرگاني چون شهيد مطهري و
شهيد بهشتي باشد، اما بسته شدن فرودگاهها اين
امكان را فراهم كرد تا او درصف همراهان امام(ره)
جاي بگيرد. او سابقه اولين آشنايي خود با امام را
سال 1338 ذكر ميكند. آن روزهايي كه ايشان را به
نام حاج آقا روحا... شناختند. روزگاري كه جوانان
مشتاق پس از سرخوردگي، اميد دوبارهاي براي مبارزه
يافته بودند.
شما تا چه حد به امام علاقه
داشتيد و حضرت امام شما و جريان موتلفه اسلامي
را تا چه ميزان قبول داشتند؟
ارتباط و علاقه بنده به حضرت
امام در سال 39-1338 شروع شد كه در آن سالها حضرت
امام تابستانها به امامزاده قاسم تشريف
ميآوردند. پدر آيتا... رسولي كه الان در دفتر
مقام معظم رهبري هستند و قبلا هم در دفتر امام
بودند امام جماعت امامزاده قاسم بودند و حضرت
امام(ره) با عنوان حاج آقا روحا... با ايشان
رابطه نزديك داشتند.
من در مسجد امينالدوله بازار
تهران رشد كرده بودم و تحصيل طلبگيام از آنجا
شروع شده بود. آيتا... حاج شيخ عبدالكريم حقشناس
يكي از شاگردان امام بودند و در منبرشان خيلي از
حاج آقا روحا... معلم، اخلاقشان تعريف ميكردند.
در ذهن ما يك سابقهاي ترسيم كرده بودند و در طول
سالهاي 38 و 39 و 40 رابطهاي عاطفي برقرار كرده
بودند و به ايشان علاقه پيدا كرده بوديم. بهخصوص
كه آقاي حقشناس گهگاهي وجوهاتي وكتابهايي
ميفرستادند و وقتي به خدمت ايشان ميرفتيم واقعا
از ايشان يك شخصيت فوقالعاده ممتاز در ذهن ما
بود. در جريان رحلت آيتا...العظمي بروجردي در
فروردينماه 1340 و رحلت آيتا... كاشاني در اسفند
همان سال، امام درباره اين شخصيت بزرگوار مواضعي
گرفتند. رحلت آيتا...العظمي بروجردي سبب شد كه
اسلامشناسان برجسته حوزوي و روشنفكران مسلمان در
دانشگاهها به اين فكر بيفتند كه از قدرت ايماني و
اسلامي مردم در زمان آيتا... بروجردي استفاده
لازم نشده است و كار فرهنگياي را شروع كردند و
اين كار به تدريج اجتماعي و سياسي شد.
اين كارها چه بود؟
بهطور مثال در اوايل سال 40
كتابي به نام <مرجعيت و روحانيت> منتشر شد كه
تعدادي از برجستگان حوزه مانند آيتا... علامه
طباطبايي، آيتا... مطهري، آيتا... بهشتي و چند
استاد دانشگاه مانند مرحوم مهندس بازرگان و شايد
دكتر سحابي در آن مقالاتي داشتند. اين كتاب يك
ذهنيت تازه به نسل جوان ميداد كه بايد براي انجام
وظيفه به نيروي ايمان مردم توجه كرد. همين كه كشور
از وجود دو مرجع و دو استوانه مهم خالي شد، يعني
آيتا... بروجردي وآيتا... كاشاني به رحمت حق
شتافتند، محمدرضا پهلوي خائن به اين فكر افتاد كه
در اين خلا‡، كاري كند و درصدد بود براي رشد آهنگ
سكولاريزه كردن كه پدرش همزمان با آتاتورك شروع
كرده بود اما موفق نشده بود، راهي پيدا كند. موضوع
انجمنهاي ايالتي و ولايتي طراحي و تبديل به
مصوبهاي شد. در اين برهه مراجع به خصوص حاج آقا
روحا... از قم به اعتراض برخاستند و تلگرافهايي
زدند و اعلاميه و تلگراف حاج آقا روحا... براي
نسل جوان و ما كه در آن روزها حدود 30 سالمان
ميشد و بعد از 28 مرداد سرخورده شده بوديم و در
متن كارهاي سياسي نبوديم به ما نويد داد كه
ميتوانيم اميدوار باشيد. از سوي ديگر برادراني از
فدائيان اسلام از جمله شهيد مهدي عراقي و حاج
آقا هاشم اماني بعد از شهادت مرحوم نواب صفوي
مايوس و سرخورده شده بودند تلگراف امام همراه
اعلاميهها، ذهن ما را مشغول كرد كه اين هماني
است كه دنبالش ميگرديم. در اولين فرصت با منزل
حاج آقا روحا... ارتباط نزديك برقرار كرديم كه
ميتوان گفت اواسط سال 41 بود.
پيش از اين ارتباط داشتيد؟
شناخت از دور بود و از نزديك
كمتر وقتي ايشان در تهران و در قم تشريف داشتند
رفتوآمد حوزوي و رفتوآمد مريد و مرادي بود.
اما وقتي ايشان وارد مسائل اجتماعي شدند تحليلشان
از اين تصويبنامه براي آينده، چيزي بود كه امثال
ما تشنه آن بوديم. ايشان در يك سخنراني كه ما حضور
داشتيم فرمودند: <كارهايي را بايد به نفع اسلام
دانست كه يا در مسير عظمت اسلام باشد يا در مسير
عزت مسلمين، هر كاري ديگري كه در مسير عزت اسلام
نباشد نميشود آن را اسلامي ناميد و به حساب
اسلام و تشيع گذاشت.> به دنبال آن ما كه پيش از
اين سرخورده شده بوديم و يك هياتي به نام هيات
مؤيد بوديم، بين خودمان بحث كرديم كه بايد با اين
مرجع تقليد ارتباط برقرار كنيم. به فاصله كمي
امام يك سخنراني ايراد فرمودند. امام در آغاز درس
حوزه و زماني كه درس را افتتاح ميكردند و روزي هم
كه درس حوزه را ختم ميكردند مسائل اجتماعي را
مطرح ميكردند. در يكي از اين سخنرانيها فرمودند
كه براي عظمت اسلام و عزت مسلمين به پاي خيزيد و
از همه هياتهاي ديني دعوت كردند. يك هياتهايي را
هم خود حضرت امام تاسيس كرده بودند كه بين 3 تا 10
نفر بودند و تقريبا در عمده مراكز استانها و
شهرهاي بزرگ تشكيل شد. ساواك به اين هياتها
ميگفت هياتهاي 10 نفره خميني ولي نميتوانست
آنها را پيدا كند.
گفتيد شما هياتي به نام هيات
مويد داشتيد بعد از اين هياتهايي كه امام تشكيل
دادند به افراد هيات شما افزوده شد؟
امام ما را به قم دعوت
فرمودند. آقاي شفيق و من انتخاب شديم كه با امام
تماس برقرار كنيم. رفتيم و تماس برقرار كرديم.
حضرت امام هم درباره ما تحقيق كردند و بعد از آن
قبول فرمودند كه با ايشان ارتباط داشته باشيم.
ارتباط ما هم بسيار نزديك شد و ارتباط خوبي هم
بود. بعد از اينكه مساله تصويبنامه انجمنهاي
ايالتي و ولايتي ملغي شد، امام ما را دعوت كردند
و فرمودند كه رژيم در يك آزمايش با شكست روبهرو
شده اما تصميم دارد برنامه جديدي بريزد. شما
آمادگي خود را بيشتر كنيد.
بعد چه اتفاقي افتاد؟
در يك جلسهاي ايشان فرمودند
كه در اين اتاق بمانيد بعد ما را به اتاق ديگري
بردند و ديدم كه تعداد ديگري هم در آن اتاق هستند.
ايشان در اتاق تشريف آوردند و ما را به هم معرفي
كردند و فرمودند با هم كار كنيد از اينجا اساس
موتلفه اسلامي كه البته بعدا نام موتلفه اسلامي
به خود گرفت شروع شد.
چه كساني را معرفي كردند؟
چند گروه بودند. بعداً كه ما
به تهران آمديم و با هم تماس گرفتيم، مجموعهاي به
نام جبهه مسلمانان آزاده سامان داده شد. تا نزديك
15 خرداد همينطور فعاليت ميكرديم تا اينكه در يك
جلسه ديگر افراد ديگر را به ما معرفي كردند و
فرمودند با هم كار كنيد در اينجا اساس هياتهاي
موتلفه اسلامي را امام ريختند.
امام درباره شروع كار هيات
موتلفه توصيه خاصي نداشتند؟
توصيههايي فرمودند كه چگونه
از حوزهها شروع كنيد و چگونه در شاخهها و چگونه
در شورا رفتار كنيد. ميتوانم از سخنان امام به
يكي دو نكته اشاره كنم. يكي اينكه فرمودند شما
دنبال عضوگيري نباشيد دنبال برادريابي باشيد و
ما را از عضوگيري آزاد منع فرمودند و گفتند فقط
برادران شناختهشده را دعوت كنيد. نكته ديگري كه
بايد درباره روحيه اين بنيانگذار تشكيلات اسلامي
عرض كنم اين است كه ايشان فرمودند سعي نكنيد در
شورا اكثريت اقليت را ساكت كند، سعي كنيد كه
اكثريت اقليت را قانع كند، هرچند كند پيش برويد.
همين آموزه حضرت امام باعث شد كه در موتلفه هيچ
انشعابي اتفاق نيفتد. در اين شرايط كه ديكتاتوري
اكثريت در جهان آزاردهنده ميشود، انسان تازه
ميتواند دقت حضرت امام را در آن روز متوجه شود كه
اكثريت بايد اقليت را قانع كند نه ساكت. اين توضيح
اوليه درباره چگونگي شكلگيري موتلفه بود ما در
ايام 15 خرداد خود را هياتهاي موتلفه نميناميديم
اما روحانيت ما را هياتهاي موتلفه ميناميدند و
اين نام به ترتيب كه جلوتر آمديم ثابت ماند.
پيش از شكلگيري موتلفه نظر
حضرت امام درباره فدائيان اسلام چه بود؟
فدائيان اسلام بعد از شهادت
شهيد نواب صفوي و يارانش دچار يك تشتت شدند و بعد
از كودتاي 28 مرداد هم سرخورده شدند. افرادي مانند
شهيد عراقي و تعدادي از عزيزان ديگر. در آغاز كار
حضرت امام اين افراد هم متوجه شدند كسي كه به
دنبالش ميگردند امام و حاج آقا روحا... است و
خدمت امام آمدند اما امام به عنوان فدائيان اسلام
و به عنوان تشكل نپذيرفتند و هيچ اظهارنظري هم
درباره فدائيان اسلام نكردند. با اينكه فدائيان
اسلام آن زمان كمكم دور هم جمع شدند و الان هم
در 3 مجموعه خير فعاليت دارند اما من از حضرت امام
چيزي نشنيدم كه با صراحت درباره فدائيان اسلام
چيزي فرموده باشند.
بهطور كلي نظر امام درباره
مبارزه مسلحانه با رژيم چگونه بود؟
نظر امام درباره مبارزه اين
بود كه مردم تعيين كنند امام با اين نظريه كه يك
گروه پيشتاز باشند و مردم را به دنبال خود بكشند
قبول نداشتند. همانطور كه ميدانيد طراحي امام
پيروزي خون بر شمشير است نه پيروزي شمشير بر
شمشير. يعني نيروي مردمي بايد رژيم را بشكند نه
گروههاي محدود حتي درباره اعدام انقلابي حسنعلي
منصور تعبير ايشان اين بود كه غير از خودش ديگران
فايده ندارند و توصيه ميفرمودند كه به هوش باشيد
هر كسي كشته شود همه تقصيرات را گردن او
مياندازند و يك كس تازه را ميآورند و كار را
شروع ميكنند. حضرت امام تا زماني كه در ايران
بودند مجوزي براي ترور مسوولان رژيم ندادند مگر
از اين تعبير بفهميم كه ايشان فرمودند غير از خودش
فايده ندارد يعني مجوز ترور خود شاه را داده بودند
و چندين جا هم بخارايي و دوستانش به دنبال ترور
شاه رفته بودند اما دسترسي پيدا نكرده بودند.
زماني كه حضرت امام را تبعيد كردند دسترسي به حضرت
امام نبود شهيد صادق اماني از مراجع ديگر در اين
زمينه فتوا گرفت. به اين ترتيب بايد گفت نظر ايشان
براي مبارزه حركت مردمي است و نپذيرفتند كه كار
مسلحانه شروع شود هم در 15 خرداد و هم در 22 بهمن.
حتي در نزديكيهاي انقلاب زماني كه در ارتش
اختلاف و درگيري پيش آمد ايشان فرمودند كه شما
برادركشي نكنيد اسلحه را زمين بگذاريد و بعد هم
فرمودند كه شما فرار كنيد. ايشان كار مسلحانه جزئي
را قبول نداشتند.
شما پيش از پيروزي انقلاب
اسلامي براي حضرت امام پيام برديد و به اين
ترتيب در نوفل لوشاتو ماندگار شديد تا با امام
برگرديد اين اتفاق چگونه افتاد؟
بنده احدي از مجموعه بودم در
آبانماه سال 57 من از طرف آيتا... بهشتي و
آيتا... مطهري، در واقع روحانيت مبارز آن روز و
جامعه محترم مدرسين، پيامي خدمت امام (ره) در
نوفل لوشاتو بردم.
پيام درباره چه بود؟
پيام شامل دو موضوع بود يكي از
آنها راجع به حزبا... بود، امام(ره) در آخرين
روزهايي كه در عراق بودند راجع به تشكيل حزبا...
بياناتي فرموده بودند و در پاريس هم راجع به اين
موضوع صحبت كرده بودند و در آن مقطع زماني، بزرگان
روحاني ميخواستند كه ايشان نظرشان را بدهند كه
الان بايد چه كرد. سوال ديگر نيز راجع به شوراي
انقلاب بود كه پرسيده بودند ميخواهيم شوراي
انقلاب را تشكيل دهيم اگر نظر خاصي داريد اعلام
كنيد. اسامي چند نفر را هم مطرح كرده بودند كه من
سوال كنم. بعد از تقديم اين پيامها خدمت امام(ره)
ايشان فرمودند بمانيد من فردا جواب ميدهم. فرداي
آن روز وقتي خدمت ايشان رسيدم دعوت فرمودند كه به
محل اقامتشان بروم. و فرمودند در جواب مطالبي كه
آقايان سوال كردند، بگوييد انشاءا... به زودي به
ايران ميآيم و در آنجا راجع به اين چيزها صحبت
خواهيم كرد.
چرا شما مامور شديد كه پيام
ببريد مگر امكان دسترسي ديگر به امام نبود؟
در آن ايام 3 دستگاه از
دستگاههاي نظام با امام(ره) همكاري صميمانهاي را
آغاز كرده بودند كه شامل مخابرات بخشي از صدا و
سيما و نيروهاي هوايي (هوانيروز) ميشدند،
مخابرات توانسته بود از تلفنهاي ماهوارهاي
خدماتي را ارائه دهد اطلاعات از ايران و همه دنيا
بسيار سريع به آنجا ميرسيد و آنجا (نوفل لوشاتو)
مانند مركز حكومتي از همه جا اطلاع داشت. ما با
اينكه در تهران مشغول فعاليتهايي بوديم، اما در
مدتي كه به فرانسه نزد امام (ره) ميرفتيم اخباري
كه دريافت ميكرديم بيشتر از اخباري بود كه در
ايران به دست ميآورديم. البته بزرگان ما به تلفن
و وسايل ارتباطي اعتماد نميكردند و پيامهايشان
را خصوصي و به وسيله اشخاص خدمت امام(ره) ارسال
ميكردند.
در نوفل لوشاتو وضعيت چگونه
بود؟
حضرت امام در پاريس يك تريبوني
پيدا كرده بودند كه دانشجويان از غرب اروپا آمريكا
و ژاپن و جاهاي مختلف روزهاي شنبه و يكشنبه
ميرسيدند و پيامهاي ايشان پخش ميشد و كاري كه
عزيزان در صدا و سيما و مخابرات كرده بودند و
تلويزيون مداربسته تشكيل شده بود و تعدادي از
شخصيتها مثل فردوسيپور رحيميان دستياران
امام(ره) و سيداحمدآقا بودند و مجموعه موارد را
انعكاس ميدادند.
روزي كه در دانشگاه رگبار
بستند و تعدادي شهيد شدند و تحصن روحانيت در
دانشگاه بود، امام(ره) كه از خانه روستايي حركت
كردند كه به سمت اين درخت سيب بيايند خانه روستايي
در خياباني پايين خيابان اصلي بود و از آنجا
ميآمدند و بالاي خيابان در باغ آقاي عسكري يك
درخت سيب بود كه امام(ره) به آن تكيه ميكردند و
فرمايشات خود را انجام ميدادند. اين بار حضرت
امام(ره) وقتي كه ميآمدند در وسط خيابان ايستادند
و گفتند خبرنگاران براي مصاحبه بيايند. ژاندارم
فرانسه كه مسووليت حفظ ايشان را داشت عذرخواهي كرد
و گفت ما نميتوانيم امنيت شما را حفظ كنيم. براي
حضرت امام(ره) ترجمه كردند و حضرت امام گفتند ملت
من در ايران زير مسلسل هستند و يك قيافه بسيار تند
گرفتند هرچه قدر ماموران تلاش كردند امام(ره) را
منصرف كنند امام اعتنايي نكردند و به مصاحبه
ايستادند. مصاحبهاي بسيار بينظير و پرابهت بود
كه درواقع پشتيباني از مقاومتي كه در دانشگاه
تهران روي داده بود، شد.
در يك مصاحبه ديگر كه در يك
اتاق كوچك 566 مصاحبه انجام ميشد، خبرنگار
آمريكايي از امام(ره) ميپرسد كه در حكومت اسلامي
شما شاه ميتواند موقعيتي داشته باشد؟ امام
فرمودند كه شاه بايد برود. دو مرتبه سوال كردند كه
آيا در حكومت اسلامي شما شاه به عنوان يك شهروند
ميتواند زندگي كند؟ امام فرمودند كه شاه بايد
محاكمه شود و اين از كمكهايي بود كه حضرت
امام(ره) از آنجا كردند و همان شب آمريكاييها به
شاه گفتند كه ما ديگر نميتوانيم تو را حفظ كنيم.
وقتي كه ميخواستيد بازگرديد
چه اتفاقي افتاد؟
تسلط امام به صحنههاي كشور
تسلط خيلي بالايي بود، يك روز كه ميخواستم به
تهران برگردم به اتاق خودشان دعوت فرمودند بعد
حركت فرمودند از داخل قفسهها تعدادي بسته را
پايين آوردند. بستهها را باز كردند. مقداري پول و
مقداري ارز و مقداري جواهر و زينتهاي خانمها بود
كه به امام(ره) تقديم شده بود. چه خانمهاي ايراني
و چه خانمهاي ديگر كشورهاي اسلامي. مقداري
زيورآلات مربوط به دختران دانشجو بود كه در اروپا
بودند و خدمت امام(ره) تقديم كرده بودند. مقداري
پول ايراني و ارز مربوط به كشورهاي مختلف هم بود،
امام اينها را بستهبندي كردند و فرمودند اينها را
ببريد.>
در آن جلسه خدمت امام(ره) عرض
كردم ما همهمان نگران شما هستيم و شما اينجا نياز
داريد كه اينها در خدمت شما باشد، ايشان فرمودند
من بايد به خدا توكل كنم و انشاءا... او مشكلگشا
خواهد بود. به من گزارش رسيده است كه وضع زندگي
اعتصابيون بد است و چشمشان پر اشك شد. ما چند ماه
اعتصاب كارگري و كارمندي و اصناف داشتيم كه
كارگران اين اواخر واقعا به ستوه آمده بودند.
ايشان فرمودند اينها را ببريد و به كساني كه از
وجوهات بدهكارند بگوئيد وجوهات بدهند و شما
اعتصابيون را پوشش دهيد و من نگران اينها هستم و
از اين فكر كه وضعيت اينها چه ميشود خواب ندارم.
بعد دوباره به نوفل لوشاتو
رفتيد؟
پس از اين سفر به تهران برگشتم
بزرگان با فاصلهكمي مجددا پيامهايي داشتند كه
ميبايد به خدمت امام(ره) ميبردم، ديماه بود.
من به نونل لوشاتو و پاريس رفتم و پيامها را خدمت
امام(ره) عرض كردم و ايشان جواب فرمودند. بعد من
به طرف فرودگاه بازگشتم، قرار بود دو روز ديگر
امام(ره) پرواز كنند. بار اولي كه من خدمت ايشان
بودم از اير فرانس آمدند براي اينكه امام(ره) اگر
خواسته باشند به ايران بيايند آنها وسيله را فراهم
كنند، ايشان فرمودند كه ميخواهم با فرزندانم در
نيروي هوايي به ايران بروم كه بعد مانع شدند از
ايران هواپيمايي پرواز كند و قرار شد دو روز ديگر
امام(ره) به سمت ميهن پرواز كنند.> اوايل
بهمنماه بود كه من پاسخ پيغامهايي را كه از
ايران آورده بودم از امام(ره) گرفتم و به فرودگاه
رفتم، مهرآباد بسته بود به همين دليل بازگشتم
خدمت حضرت امام(ره)، نماز جماعت را زير آن خيمه
معروف و كنار درخت سيب معروف خوانديم پس از نماز
وقتي امام(ره) من را در جمع ديدند، پرسيدند شما
نرفتيد؟ عرض كردم رفتم فرودگاه تهران بسته است.
فرمودند حال ميخواهيد چه كنيد؟ عرض كردم به ذهنم
رسيده است كه از كشورهاي عربي بروم و از مرز
زميني وارد شوم و فرمايشات شما را برسانم.
امام(ره) فرمودند نه بمانيد انشاءا... با هم
ميرويم. در شرايطي كه اصلا هيچ راهي براي پرواز
به ايران نبود، ايشان فرمودند بمانيد انشاءا...
با هم ميرويم و بالاخره چند روزي طول كشيد و
امام(ره) روز دهم بهمن تصميم گرفتند به هر قيمتي
كه شده به ميهن بازگردند.>
در هواپيما چه اتفاقاتي رخ داد؟
در نيمه شب خلبان خدمت
امام(ره) رسيد و گفت اگر ميخواهيد استراحت كنيد
ميتوانيد روي تخت من استراحت كنيد، براي امام(ره)
ترجمه كردم بعضي گفتند مصلحت نيست امام(ره)
فرمودند ميروم، بلند شدند و ايشان به همراه مرحوم
حاج سيداحمد آقا و مرحوم شهيد عراقي به آن محل
رفتند و استراحت كردند و بعد از ساعتي تشريف
آوردند. نماز شب را خواندند. نماز شبي كه ما
نميتوانستيم نظيرش را تصور كنيم. حالتي عجيب
داشت. بعد نماز صبح را خواندند و نشستند.
خبرنگارها بعد از نماز صبح ايشان براي مصاحبه
آمدند. يكي از خبرنگارها از ايشان پرسيد كه شما
به عنوان قدرتمندترين انسان وارد ايران ميشويد
از اين ورود قدرتمندانهتان چه احساسي داريد؟،
امام(ره) فرمودند هيچ. ترجمه كردم. خبرنگار احساس
كرد يا درست ترجمه نشده و يا امام(ره) مقصود او را
متوجه نشده است. مجددا توضيح داد كه در تاريخ
ايران شما به عنوان قدرتمندترين انسان وارد ايران
ميشويد، از اين ورود قدرتمندانهتان چه احساسي
داريد؟ ترجمه شد هيچ. امام(ره) آهستهفرمودند الا
ان اقيم حقا و ابطل باطلا، مگر اينكه من بتوانم
با اين ورود حقي را استوار و باطلي را سرنگون
كنم.>
واقعا
زماني كه از تركيه وارد ايران شديم، نميشد براي
هيچكس روحيهاي فرض كرد. همه روحيههاي خود را از
دست داده بودند. دو - سه فانتوم هم در ورود ما به
اطراف هواپيما آمدند. عمدتا خيال ميكردند هواپيما
را همانجا خواهند زد. كسي كه آرامترين چهره را
داشت امام(ره) بود. اينجا بايد عرض كنم كه مصداق
اين آيه قرآن كه خداوند ميفرمايد كه الا به
ذكرا... تطمئن القلوب در آن روز ايشان بودند. در
شرايط ويژهاي در ايران در حال پرواز بوديم. اما
هيچكس نميتوانست فرض كند كه پيادهشدني از اين
هواپيما در فرودگاه مهرآباد باشد. زماني كه بالاي
مهرآباد رسيديم من صندلي سوم پشت سر امام بودم. از
شيشهها جمعيت را ديديم. من در كميته استقبال
بودم. با فعاليتهايي كه انجام شده بود از حضور
مردم آگاه بودم؛ اما هرگز نميتوانستم چنين حضوري
را پيشبيني كنم. حضور مردم بسيار جدي و غيرقابل
پيشبيني بود. از بالا كه نگاه كردم تعدادي از
ماموران در قسمتهاي مختلف فرودگاه حضور داشتند،
دو هليكوپتر توپدار هم در حال پرواز بود. هواپيما
آرامآرام نزديك باند آمد و يك دور زد و اوج گرفت.
دو مرتبه برگشت و با آرامش نشست. نفهميديم اين
قضيه چه بود. 3 سال پيش كه خلبان مصاحبهاي كرد و
گفت از من يك كار شيطاني خواسته شده بود، من وقتي
داشتم ارتفاعم را كم ميكردم و به زمين نزديك
ميشدم يك دفعه متوجه شدم كه جنايتي خواهد بود كه
من در دنيا و قيامت نميتوانم جواب بدهم بدينجهت
بالا رفتم و به خودم مسلط شدم و دو مرتبه پايين
آمدم.>
هواپيماي فانتوم براي كشور ما بود، احتمال ميدادم
فرمان شاه اين بود كه در اطراف باشند تا ببينند چه
دستوري ميرسد. آنها به عنوان استقبال نيامده
بودند به عنوان اين بودند كه اسكورتي باشند كه هر
فرماني را كه داده ميشود راجع به آن اجرا كنند.
اما واقعا ذكر خدا و ارتباطي كه امام(ره) با خدا
داشت هم به ايشان آرامش ميداد و هم واقعا وسيله
را فراهم ميكرد كه اين انساني كه اين همه زحمت
كشيده به حاصل زحماتش برسد. امام(ره) در يك روز
قبل از 15 خرداد در مدرسه فيضيه فرموده بود كه
شاه! كاري نكن كه من بگويم چطور است ملت بيرونت
كنند. ميگفتند اين حرف، حرف بسيار تندي است. اما
سفر اولي كه من به نوفللوشاتو رفته بودم از امام
(ره) خواستم مصاحبهاي داشته باشند. آمريكاييهايي
كه آنجا بودند خواستند آن را ساعت 5/6 صبح مستقيم
پخش كنند. از امام (ره)پرسيده بودند كه آيا اين
موقع مشكلي نداريد. امام(ره) فرموده بودند براي من
مشكلي نيست من بيدارم. در اين مصاحبه دو سوال از
امام(ره) پرسيده شد. يكي اينكه در حكومت
اسلاميشما شاه ميتواند سلطنت كند و در سلطنت
بماند. امام (ره) فرمودند كه شاه بايد برود و سوال
ديگر اين بود كه در اين حكومت اسلامي شما شاه به
عنوان يك شهروند ميتواند در كشور زندگي كند؟ كه
امام(ره) نيز فرمودند شاه بايد محاكمه شود و همان
روز آمريكاييها پيام را گرفتند و به شاه گفتند
ديگر نميتوانيم تو را حفظ كنيم و بايد ايران را
ترك كني. امام وقتي كه تشريف آوردند آيتا... شهيد
مطهري درداخل هواپيما به استقبال آمدند و واقعا
چهرهاي كه انتخاب كرده بودند هم حوزوي، هم
دانشگاهي و هم در تشكلهاي سياسي كشور حضور داشت
منجمله در موتلفه اسلامي. وقتي ايشان آنجا
سخنراني كردند درباره دولت و حكومت آينده اشارهاي
هم نكردند اما در مسير جمعيتي كه از مردم ديدند در
بهشت زهرا احساس وظيفه كردند كه اعلام حكومت
كنند.قتي كه در بهشت زهرا جمعيت را ديدند و با
هليكوپتر آقاي رفيقدوست و ناطقنوري ميتوانند در
اين زمينه سخن بگويد و ما را هم كه از هواپيما
پياده شده بوديم سوار مينيبوس كردند و جمعيت ما
را از امام(ره) جدا كرد و مارسيديم به بهشت زهرا
سخنان امام شروع شده بود و در بهشت زهرا پاسخ حرف
بختيار را داد. بختيار گفته بود من اجازه نميدهم
كه ايشان دولت تشكيل دهد اگر ميخواهد دولت تشكيل
دهد برود در قم مثل واتيكان در رم تشكيل دهد!
امام(ره) در آنجا اين جمعيت را ديدند اعلام كردند
من تو دهن اين دولت ميزنم. من دولت تعيين ميكنم
|