|
--------------------------------------------------------------------------------
مقام معظم رهبري: اصولگرايي به حرف نيست، اصولگرايي در
مقابل نحلههاي سياسي رايج كشور هم نيستّ اين غلط است كه
ما كشور يا فعالان سياسي را به اصولگرا و اصلاحطلب تقسيم
كنيم، اصولگرا و فلان، نه اصولگرايي متعلق
--------------------------------------------------------------------------------
اصولگرايي در اعتقاد
مقام معظم رهبري: اصولگرايي به حرف نيست، اصولگرايي در
مقابل نحلههاي سياسي رايج كشور هم نيستّ اين غلط است كه
ما كشور يا فعالان سياسي را به اصولگرا و اصلاحطلب تقسيم
كنيم، اصولگرا و فلان، نه اصولگرايي متعلق به همه كساني
است كه به مباني انقلاب معتقد و پايبندند و آنها را دوست
ميدارند.(29/4/85)
اصولگرا، از منظر رهبري انقلاب اسلامي به معتقدين پايبند
به مباني انقلاب اسلامي گفته ميشود.
اين مباني عبارتند از:
1- تفكيك ناپذيري دين از سياست
2- ولايت مطلقه فقيه در ساختار حكومت
3- استقلال همه جانبه
4- آزادي در چهارچوب اسلام
5- استكبارستيزي و مبارزه با ظلم در همه جا
6- شايسته سالاري
7- عدالتخواهي
8- مردمسالاري ديني
9- دفاع از مظلومان و ستمديدگان جهان
مباني فوق در شعارها و ديدگاههاي امام و رهبران انقلاب
اسلامي در طول دوران انقلاب اسلامي تبيين و مطرح شده و
اصولا انقلاب براي تحقق اين مباني شكل گرفت.
اگر حضرت امام خميني (ره) موضوع تفكيكناپذيري دين و سياست
را در قرائت صحيح از اسلام تبيين نكرده بود اگر ايشان
فلسفه ولايت فقيه را در حكومت ديني تبيين نكرده بود و
رهبري نظام اسلامي در يد ولي فقيه عادل نبود اگر مفهوم
استقلال كشور در نوع مواضع امام خميني بعنوان مبناي مبارزه
مورد تاكيد قرار نگرفته بود و فرياد امام عليه رژيم شاه
بخاطر اقدامات وابستهسازي كشور به آمريكا بلند نميشد.
اگر آزادي از بند استعمار آمريكا و انگليس و شيطان براي
پذيرش بندگي خداوند در بيان امام و رهبران انقلاب نبود.
اگر ضديت با ريشه مفاسد و مظالم و غارتگري سرمايههاي كشور
يعني استكبار جهاني و تاكيد بر مبارزه با ظلم در هويت
انقلاب اسلامي نبود.
اگر همت همه انقلابيون براي روي كار آمدن شايستگان و
مديران صالح و متقي و كارآمد براي اداره كشور نبود.
اگر عدالتخواهي در حوزههاي مختلف اقتصادي و سياسي
واجتماعي و مبارزه با تبعيض و رانتخواري و ويژهخواري جز
خواستههاي انقلابيون و مباني انقلاب نبود.
اگر تكيه به مردم در آراء و دادن حق انتخاب به آنها در
چارچوب اسلام و به عنوان مردمسالاري ديني از بدو پيروزي
انقلاب اسلامي در مشي و مرام امام تجلي نميكرد.
و اگر حمايت رژيم گذشته از ظالمان و جنايتكاراني چون
اسراييل و آمريكا به دفاع از مظلومان فلسطين و جهان اسلام
در جمهوري اسلامي تبديل نميشد.
يقينا انقلاب اسلامي از پشتوانه مردمي برخوردار نبود و
اينچنين توفيقي را در صحنههاي جهاني و داخلي بدست
نميآورد.
به اين مباني هر كس و هر جرياني كه معتقد باشد در اعتقاد
اصولگراست، انكار اين مباني و يا رد وجود اين مباني در
انقلاب اسلامي امكانپذير نيست زيرا با هويت انقلاب اسلامي
همراه بوده است و در اعماق انقلاب ريشه دارد و به باورهاي
عميق ملت تبديل شده و در تمامي اركان و ماهيت قانون اساسي
جمهوري اسلامي تاثيرگذاشته است.
· لذا امروز اگر كسي اصل تفكيك ناپذيري دين از سياست را
بخواهد رد كند و آن را از هويت انقلاب اسلامي و نظام
جمهوري اسلامي جدا كند با يكي از مباني مهم و اصول نظام و
انقلاب مخالفت كرده و خارج از اصولگرايي است.
اگر امروز كسي بخواهد جايگاه ولايت فقيه در ساختار حكومت
را ناديده گرفته و آن را به بهانههاي گوناگون كمرنگ سازد.
با يكي از اركان مهم انقلاب اسلامي و نظام مبتني بر آن
مقابله كرده و خارج از اصولگرايي است.
اگر كساني بجاي حفظ استقلال كشور بدنبال وابستگي ايران به
اقتصاد يا فرهنگ و يا سياستمداران بيگانه باشند و فرايند
سياسي كشور را بر اساس خواست دشمنان تنظيم نمايند، يقينا
بر ضد مباني و اصول انقلاب حركت كرده و اصولگرا نيستند.
اگر كساني آزادي را بدون چارچوب اسلام تعريف ميكنند تلاش
كنند، ليبراليسم و اباحهگري را بنام آزادي در جامعه
ترويج نمايند و بجاي آزادي انسانها از قيد و بند شيطان
ونفس، آنها را از مقيد شدن به تكاليف ديني و الهي آزاد
كنند. اينان اصولگرا نيستند.
اگر كساني براي مطامع دنيوي و بر اساس عدم خودباوري و يا
ترس،حاضر به به ضديت و مقابله با استكبار نيستند و در
برابر مظالم و جنايات او ميخواهند ساكت بنشينند و با او
سازش كنند اينان اصولگرا نيستند.
اگر عدهاي در اداره كشور سپردن مسئوليتها و مديريتها را
بر اساس شايستهسالاري نميپذيرند و بدنبال توزيع مسئوليت
بين عناصر وابسته حزبي و گروهي وقومي بدون لحاظ كارآمدي و
شايستگي هستند نميتوانند اصولگرا باشند.
اگر عدالتخواهي در متن و مباني انقلاب اسلامي نباشد و مردم
در آرزوي تحقق عدالت اجتماعي و اقتصادي و سياسي و فرهنگي
حركت نميكردند، پس جوهره اين انقلاب با ديگر انقلابها چه
تفاوتي داشت،
بي عدالتي بود كه موجب فقر ومحروميت در جامعه شده بود،
بي عدالتي بود كه امكانات و رفاه در كشور براي قشري خاص
پديد آمده بود،
بي عدالتي بود كه برخورداريها در جامعه به فاصله طبقاتي
عظيمي تبديل شده بود.، اصولا اساس و مباني همه بعثتهاي
پيامبران الهي تحقق عدالت بوده است، چگونه اين اصل ومبنا
در انقلاب اسلامي فراموش شود. كساني كه در برنامه و اداره
كشور عدالت را مغفول نگهدارند و يا تعريفي غيرمتعارف از آن
بنمايند و يا مانع تحقق آن شده و بر بي عدالتيهاي اقتصادي
و سياسي بيافزايند و شكاف فقير و غني را افزايش دهند،
نميتوانند اصولگرا باشند.
نقش مردم و خواست و راي آنها براي اداره كشور در چهارچوب
دين و اسلام كه مفهوم مردمسالاري در نظام اسلامي است، نه
تنها حق انتخاب را به مردم داده و آنها را در سرنوشت
خودشان سهيم ساخته بلكه با محدود كردن اين خواست در چارچوب
اسلام جلوي انحراف فرآيند انقلاب اسلامي از آرمان اسلامي
آن را نيز ميگيرد،لذا اگر كساني در جمهوري اسلامي
دموكراسي غربي را ترويج كنند و راي و خواست مردم را در غير
قالب اسلام و چارچوب اسلام بخواهند حاكم شود، اصولگرا
نيستند و خود بخود براي نابودي مباني انقلاب اسلامي تلاش
ميكنند.
يكي از مهمترين محورهاي سخنان و مواضع امام و رهبران
انقلاب اسلامي در طول دوران انقلاب و پس از پيروزي حمايت
از مظلومين مسلمان در فلسطين و لبنان وبوسني و عراق و
افغانستان وديگر نقاط جهان بوده امروز تنها پرچمدار دفاع
از مظلومان جهان ايران اسلامي است، زيرا در انديشه قرآني و
سيره نبوي و علوي حكومت اسلامي بي تفاوتي وسكوت در برابر
ظلمي كه به مردم و بشريت ميشود نميتوان ساكت بود و همه
بايد از حقوق انساني منطقي برخوردار باشند، اگر كساني دفاع
از مظلومان را به تعبير استكبار دفاع از تروريسم تلقي كنند
و حمايت از آنها را بخاطر تبعاتش رد كنند، اصولگرا نيستند.
بنابر اين اصولگرايي در اعتقاد به مباني انقلاب اسلامي
وكليه كساني كه از چنين اعتقادي برخوردارند در هر جريان و
جناح سياسياي كه باشند اصولگرا تلقي ميگردند.
پايبندي به اين مباني و پافشاري بر تحقق يك يك آنها و دفاع
از يك يك آنها و مقابله با كساني كه به اين مباني حمله
ميكنند. نشانه اصولگرايي در اعتقاد است.
بديهي است كه براي تبيين بيشتر سخنان عميق مقام معظم رهبري
بايد اصولگرايي در حوزه عمل را نيز مورد بررسي قرار دهيم و
تلقيهايي كه از اين موضوع در جامعه وجود داشته را نيز
تشريح نماييم. انشاءا..
ادامه دارد..
|