|
بسمه تعالي
ناتوي فرهنگي ؛ اتحاد ملي و انسجام اسلامي
نامگذاري سال 86 با عنوان اتحاد ملي و انسجام اسلامي و
ايجاد حساسيت نسبت به دشمنان غربي توسط مقام معظم رهبري ،
با سخنان معظم له در آبان 85 ، بي ارتباط نيست.
ايشان در آبان ماه 1385 در جمع دانشجويان و دانشگاهيان
استان سمنان در خصوص اجنتابناپذير بودن تحولات در جوامع
بشري ، كنترل تحولات جهاني به دست صهيونيسم و سرمايهداري
جهاني را خطري جدي خوانده و بيان داشتند :
« باندهاي بينالمللي زر و زور كه براي تسلط بر منافع
ملتها، سازمانهاي نظامي ناتو را تشكيل داده بودند، اكنون
براي نابودي هويت ملي جوامع بشري و تحقق بيشتر اهدافشان در
پي تشكيل ناتوي فرهنگي هستند تا با استفاده از امكانات
زنجيرهاي، متنوع و بسيار گسترده رسانهاي، سررشته تحولات
سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشورها و ملتها را به
دست بگيرند كه بايد هوشيارانه، اين مسئله را زير نظر داشت
».
در اين راستا كارگروه اجتماعي مركز مطالعات و برنامه ريزي
حزب مؤتلفه اسلامي پيرامون اين موضوع تشكيل جلسه داده و
مسائلي را درباره ناتوي فرهنگي و لزوم اتحاد ملي و انسجام
اسلامي براي دفع توطئه هاي دشمن مورد بحث و برررسي قرار
داده است.
الف ـ پيشينه پيمان
ناتو:
حدود 4 سال پس از پايان جنگ جهاني دوم (1949) سازمان
پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) با حضور امريکا و کشورهاي
اروپاي غربي و با هدف مقابله با قدرت نظامي شوروي شکل
گرفت.
اعضاي ناتو ، اگرچه به بحث و بررسي مسائل اقتصادي و سياسي
نيز مي پردازند اما رويکرد اصلي ناتو ، نظامي است. اين
سازمان با اشغال کره جنوبي در سال 1950 دامنه نفوذ خود را
تا جنوب شرق آسيا گسترش داد و با عضويت يونان و ترکيه در
سال 1952 حوزه مديترانه را نيز ضميمه حضور نظامي خود کرد.
ناتو با ايجاد تاسيسات پايه اي مشترک در زمينه هايي مانند
دفاع هوايي و سيستم مخابراتي واحد و استاندارد سازي جنگ
افزارهاي خود نه تنها در کشورهاي عضو، قدرت خود را نهادينه
کرد ، بلکه اعضاي اين پيمان حضور نظامي خود را خارج از
حوزه ناتو نيز حفظ کرده اند.
امروز به اذعان قريب به اتفاق انديشمندان غربي و شرقي
همگرايي فرهنگي با فرض تغلب مدرنيسم محتوم به شکست است و
آنچه در حال رخ دادن است تعميق شکاف گسلهاي تمدني است.
تمدن غرب، تمدن اسلام، تمدن چين و ... البته اصرار جريان
همگرا بر غربي سازي و نابودي هويتهاي ملي ازجنگ جهاني دوم
تحت تاثير کانونهاي زر و زور يهودي و غير يهودي انسجام
ويژه اي يافته است. اجلاس سالانه هفت کشور بزرگ
امپرياليستي ليبرال، در دهکده داووس با عنوان “ اجلاس
اقتصادي جهاني” World Economic Forum در واقع مرکز تصميم
سازي جريان همگرا است. دراين اجلاس علاوه بر روساي شرکتها
و صنايع بزرگ جهان، رسانه ها و برخي از شخصيت هاي فرهنگي
به منظور توجيه علمي و خبري مطامع جهان سرمايه داري حضور
دارند. رئيس “سازمان تجارت جهاني”، “دبيرکل ناتو” و حتي
معاون نخست وزير شوراي دولتي جمهوري خلق چين نيز از اعضاي
داووس هستند.
اما درسرآغاز قرن بيست و يکم با تمام برنامه ريزي ها و
اقدامات امپرياليسم ليبرال، هر روز به عمق گسلهاي تمدني
افزوده مي شود. تعميق اين شکاف باعث شده که دو تمدن اسلام
و غرب رو در روي هم قرار بگيرند و اين مرزبندي تصريح شود.
موج بيداري در جهان اسلام و بحرانهاي فزاينده تمدن غربي
دلايل اين تقابل آشکار است.
بدون ترديد، امپرياليسم ليبرال امروز با تعارضي جدي روبرو
شده است که اين تعارض مانند دوران جنگ سرد صرفا از جنس
سياسي و نظامي نيست بلکه تضادي اساسي شکل گرفته که اول
باعث و باني اين تضاد، خود ليبرال سرمايه داري است. اگر در
جنگ سرد امپرياليسم ليبرال براي مقابله با اردوگاه کمونيسم
پيمان نظامي ناتو را تدارک ديد، در آغاز قرن بيست و يکم
ازهراس موج بيداري در جهان اسلام در پي تشکيل “ناتو
فرهنگي” است تا با استفاده از اين انسجام امکانات فرهنگي،
مانع بيداري ملتها گردد و بدين وسيله به تعبير مقام معظم
رهبري سررشته تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي
کشورها و ملتها را به دست بگيرد.
رويکرد اصلي ناتوي فرهنگي ، جنگ نرم و هدف اصلي آن نابودي
هويت ملي جوامع بشري بويژه مقابله با ايمان انسان هايي است
که مصمم هستند از هويت ديني و ملي خود شرافتمندانه دفاع
کنند. اعضاي ناتوي فرهنگي با بهره مندي از 57 سال تجربه
نظامي گري ، تاسيسات پايه اي هماهنگي را در حوزه رسانه ها
شکل داده اند. با شناخت اين واقعيت و ابعاد گسترده و
پيچيده آن ، اين پرسش مطرح مي شود که در برابر «ناتوي
فرهنگي» چه بايد کرد؟ اعضاي ناتو خود تلاش مي کنند به گونه
اي همه را مرعوب و يا به بياني مودبانه تر متقاعد کنند که
اساسا همان طور که در برابر قدرت نظامي و اقتصادي غرب توان
مقاومتي نيست ، در اين رويارويي نيز ديگران بايد تسليم
شوند و راهي جز همراهي با غرب متصور نيست اما درست به همان
دليل که در تجربه 8 سال دفاع مقدس و 33 روز مقاومت حزب
الله لبنان ثابت شد ، قدرت نظامي غرب بلامنازع نيست و مي
توان با تکيه بر ايمان و بهره گرفتن از توانمندي ها در
برابر آن ايستادگي کرد و حتي آن را شکست داد. در حوزه
فرهنگ نيز پايداري تنها راه و تنها پاسخ مبتني بر عزت و
غيرت است.
همچنين مقام معظم رهبري در ديدار با كارگزاران نظام نيز
موضوعي را تحت عنوان « پيرايش چهره فرهنگي كشور » مطرح و
دولت و مجلس اصولگرا و همه دستگاه ها و سازمانها را دعوت
به تحقق اين امر فرمودند. ايشان در آن جلسه به شاخصهاي
فرهنگي اشاره كردند كه دولت و دستگاههاي فرهنگي ميبايست
پايههاي ايمان روشنبينانه و به دور از خرافه را در ذهن
نسل جوان تقويت و ايمان به دين، انقلاب ، استقلال كشور و
آيندهاي روشن را در دل و ذهن مردم استوار كند.
برداشت رهبري و هشداري كه ايشان در حدود يك دهه قبل دادند،
نمايانگر عمق نگاه تيزبينانه وي در خصوص مسايل فرهنگي است
و اين نمايانگر اوج عظمتي است كه جمهوري اسلامي ايران
توانسته در جهان ايجاد كند.
ناتوي فرهنگي با تحميل باورها ، اخلاقيات و هويتي جعلي و
غيراسلامي و استكباري در كشورهاي در حال توسعه ، همراه است
و سعي ميكنند با استفاده از برتريهاي سياسي، نظامي و
اقتصادي خود به مباني و افكار و ارزشهاي ملتها هجوم
بياورند و با نفي و طرد ارزشهاي آنها حاكميت خود را
تثبيت و ارزشهاي مطلوب خود را تحميل كنند. هرچند تجربه
پيمان نظامي ورشو (بين بلوك شرق) ناکام ماند، اما اين
لزوما بدين معني نيست که تابوي ناتو چه از نوع نظامي و چه
فرهنگي آن شکست ناپذير است. انسجام منابع نرم و سخت فرهنگي
جهان اسلام در مقابله با هجمه هاي همراه با تدليس
امپرياليسم سرمايه داري قادر است تابوي ناتو را بشکند.
البته اين انسجام فرهنگي مسبوق به اراده ملتهاست و زماني
که اراده عمومي جوامع مسلمان بر بيداري و تحول واقع شود،
اين انسجام فرهنگي نيز شدني است.
ب ـ وضعيت موجود:
1. در برنامه چهارم توسعه به محورهاي توسعه فرهنگي
تاكيد شده ، كه دولت بايد به اعتلاي معرفت و بصيرت ديني در
سايه قرآن و اهل بيت، تقويت فضايل اخلاقي، تقويت روحيه
ايثار و شهادت، تقويت وحدت ملي و مقابله با تهاجم فرهنگي
توجه كند.
2. مقابله با تهاجم فرهنگي از حدود 10 سال پيش كه مقام
معظم رهبري براي اولينبار در سخنان خود از آن ياد كردند،
در قالب طرحها و برنامههاي خاصي انجام شد و فرصتهاي
فرهنگي متناسب با اين هجمه از سوي كارگزاران نظام تدوين
گرديد. اما اين برنامههايي كه در شوراي عالي انقلاب
فرهنگي به تصويب رسيد، امروز و بعد از گذشت يك دهه از
ابلاغ آن هنوز به مرحله اجراء نرسيده است. ما نتوانستهايم
موفق به انجام اين كارهاي فرهنگي شويم، ولي چون موضوعات
فرهنگي موضوعاتي فرابخشي و بينبخشي هستند، هماهنگي همه
جانبه را نياز داريم.
3. يك نهاد واحد تصميم گير و قدرتمند در زمينه مسائل
فرهنگي مشاهده نمي شود.
4. به نظر مي رسد بودجه هاي فرهنگي به صورت بهينه صرف نمي
شود.
5. چهار خبرگزاري مسلط بين المللي ، شبکه هاي خبري غالب
مانند بي.بي.سي و سي.ان.ان ، تاسيسات ماهواره اي که ارسال
امواج صدها شبکه ماهواره اي را بر عهده دارند ، صدها
روزنامه و هزاران پايگاه خبري و تبليغاتي از جمله اين
تاسيسات هستند که همگي ارزشهاي مشترک غربي را منتشر و تلاش
مي کنند ارزشهاي مقاوم در برابر خود را درهم کوبند. اين
شرايط آنچنان نابرابر و غيرعادلانه است که نمي توان آن را
بازار پيام اطلاق و چنين تصور کرد که توليدکننده يا عرضه
کننده کالايي در برابر توليد يا عرضه کالايي ديگر ، رقابتي
سالم را دنبال مي کند. اين عرصه همانند عرصه نظامي و حتي
علمي آنچنان نابرابر و يکطرفه است که هرگاه کشوري بخواهد
با اتکا به توانمندي هاي بومي و منطبق با معاهدات بين
المللي حتي در جهت تامين نيازهاي خود گام بردارد به بهانه
هاي مختلف مي کوشند او را از عرصه رقابت خارج يا اساسا حذف
کنند تا خود همچنان بر بازار مسلط باقي بمانند. مظاهر
فرهنگ منحط غربي در قالب بازيهاي رايانه اي ، فيلم هاي نا
مناسب ، لباس هاي نا شايست و ... به وفور در سطح جامعه
عرضه مي گردد.
6. متاسفانه متوليان فرهنگي كشور حساسيت لازم را نسبت به
دغدغههاي فرهنگي مقام معظم رهبري درخصوص تهاجم فرهنگي
ندارند.
7. حوزه ملي و جهان اسلام دو حوزه مهم براي برنامه ريزي
دفاعي و تهاجمي در برابر حرکت سازمان يافته غرب است و
رسانه مهمترين ابزار به اجرا درآوردن اين برنامه محسوب مي
شود.
ج ـ پيشنهادات و
راهكار ها:
از آنجا كه حوزه ملي و جهان اسلام دو حوزه مهم براي
برنامه ريزي دفاعي و تهاجمي در برابر حرکت سازمان يافته
غرب است و رسانه مهمترين ابزار به اجرا درآوردن اين برنامه
محسوب مي شود. در هر دو حوزه بايد ارزشهاي مشترک را
بازشناخت و براي تحکيم و گسترش آنها اقدام کرد. استفاده از
همه ظرفيت ها، بهره مندي از فناوري روز و به کارگيري
جديدترين تکنيک ها در انتقال پيام از ديگر راهکارهاي ورود
به اين عرصه است. در ادامه پيشنهاداتي در دو سطح داخلي و
خارجي ( اتحاد ملي و انسجام اسلامي ) ارائه مي شود :
اول ـ در سطح ملي و داخلي (اتحاد ملي):
1. براي مقابله با اين موضوع بايد ابتدا اين هجوم باور
شود، چون سالها طول كشيد كه دولت مردان ما باور كنند
چيزي به نام «تهاجم فرهنگي» كه از سوي مقام معظم رهبري
عنوان شد، وجود دارد.
2. همانگونه كه در برنامه چهارم توسعه به محورهاي توسعه
فرهنگي تاكيد شده، دولت بايد به اعتلاي معرفت و بصيرت ديني
در سايه قرآن و اهل بيت، تقويت فضايل اخلاقي، تقويت روحيه
ايثار و شهادت، تقويت وحدت ملي و مقابله با تهاجم فرهنگي
توجه كند. زيرا خودباوري فرهنگي لازمه مقابله با ناتو
فرهنگي است
3. حوزه و دانشگاه بايد با ايجاد اتاق فكر، مباني نظري
مقابله با تهديدهاي «ناتوي فرهنگي» را ترسيم كنند.
4. مقابله با اين يورش هم نبايد به صورت برخوردهاي انفعالي
باشد بلكه با برنامه ريزي بايد عمل نمود.
5. براي منزه كردن فرهنگ اصيل ايراني اسلامي از كليه
القائات و شبهات ايجاد شده از سوي غرب، عزم ملي تنها
راهكار است.
6. با برنامه ريزي صحيح كليه نهاد هاي ذيربط بايد مردم را
نسبت به تحركات فرهنگي دشمن حساس نموده تا آرايش جديدي در
برابر هجوم فرهنگي تداعي شود.
7. مجلس شوراي اسلامي ميتواند با كمال صلابت و توانمندي
وارد همه عرصهها شده و در زمينه ارائه راهكارهاي اجرايي ،
قانونگذاري و نظارت بر عملكرد دستگاههاي فرهنگي كشور
گامهاي مثبتي بردارد.
8. با ايجاد شوراي فرهنگي و راهبردي بايد به ترسيم نقشه
مقابله با ناتوي فرهنگي كه در آينده هجوم آن را بيشتر
خواهيم ديد، پرداخت.
9. در جهت ايجاد انگيزه و نگرش مطلوب در مورد ناتوي
فرهنگي(باور اينكه اين موضوع توهم نيست) بايد كارشناسي
شود.
10. تقويت رسانه هاي ملي.
11. نظارت و دقت بيشتر بر فيلمهاي وارداتي ، كتابهاي
ترجمه شده ، بازيهاي رايانهاي ، دروسي كه در دانشگاهها
تدريس مي شود و همچنين حمايت و نظارت بر كار هنرمندان نيز
مهم است و بايد تلاش كنيم تا به يك خودباوري برسيم و
بدانيم كه فرهنگ اصيلي را داشته و بايد آن را حفظ كنيم.
12. مقابله با فرهنگ بيگانه با توجه به نكات منفي فرهنگ
غربي وارداتي و استحاله نمودن بر فرهنگ اصيل ايراني و
اسلامي.
دوم ـ در سطح بين الملل اسلامي (انسجام اسلامي):
1. كار تبليغي هدفمند براي ايجاد باور در تمام ملت ها در
مورد واقعيت ناتوي فرهنگي.
2. اگر غرب با تشكيل ناتوي فرهنگي ميخواهد با كارآمدترين
نيروهاي خود هويت ملتها را مورد هجمه قرار دهد و
مهلكترين ضربهها را وارد كند، ما هم بايد در صدد
شكلگيري يك مقاومت فرهنگي باشيم تا بتوانيم اين تهاجم را
خنثي كنيم.
3. تاسيس و گسترش رسانه هاي فراملي.
4. ايجاد رسانه ها يا پيمان هاي رسانه اي مشترک اسلامي ،
بدين صورت كه كشورهاي منطقه و آسيا بايد در صدد تشكيل
رسانه اي باشند تا اخبار حقايق واقعيت هاي منطقه را به
اطلاع جهانيان برسانند. و انحصار 80 % اخبار جهان را كه در
اختيار استكبار جهاني است در هم شكند.
5. از آنجا كه رايزنان فرهنگي سربازان خط مقدم فرهنگ ايران
هستند كه بايد علاوه بر شناسايي به خنثيسازي و انجام
حركتها رو به جلو بپردازند. بنابراين در تعيين رايزنان
فرهنگي خبره و دانشمند بايد همت گماشت.
6. از آنجا كه «ناتوي فرهنگي» نشانگر تجميع ظرفيتهاي
فرهنگي دشمنان است جهان اسلام نيز بايد با باور به اين
موضوع ظرفيت هاي خود را در تهاجم متقابل به غرب و امريكا
متمركز نمايند. بنابر اين تشكيل " اوپك فرهنگي" پيشنهاد مي
گردد.
7. بايد تلاش كرد زمينههاي وحدت ملل اسلامي را پديد آورد
تا بتواند موجب تجميع ظرفيتهاي فرهنگي جهان اسلام در
مقابله با استكبار باشد.
كارگروه
اجتماعي
مركز مطالعات و برنامه ريزي
خرداد86
|