|
بسمه تعالي
«بهزيسـتي»
كارگروه اجتماعي در جلسات خود موضوع بهزيستي را مورد و بحث
و بررسي قرار داد كه نتايج مباحث تقديم علاقمندان مي گردد:
الف ـ مقدمه :
حمايت از افراد نيازمند و نيز ارائه خدمات توانبخشي به
معلولان جسمي و ذهني و همچنين جلوگيري از آسيبهاي اجتماعي
نظير اعتياد از جمله خواستهاي هميشگي نظام جمهوري اسلامي
ايران بوده است. به همين منظور روز بيست و پنجم تير ماه هر
سال بعنوان روز تأمين اجتماعي و آغاز هفته بهزيستي گرامي
داشته مي شود. خدمات بهزيستي در سه بخش به نيازمندان و
مددجويان ارائه مي شود كه امور فرهنگي و پيشگيري، امور
اجتماعي و امور توانبخشي از جمله آنهاست كه مي طلبد در
برنامه ريزيهاي انجام شده سهم اقشار آسيب پذير و نيازمند
به خوبي منظور شده حتي المقدور نيازهاي آنان برآورده شود.
در حوزه بهزيستي اولين يتيمخانه شبانه روزي در تهران (محل
انبار گندم سابق) و در دوران ناصرالدين شاه ايجاد شد. از
آن زمان به بعد مؤسسه هاي مختلف مردمي و دولتي براي حمايت
از نابينايان و ناشنوايان، معلولين ذهني و جسمي و همچنين
نيازمندان و بي سرپرستان بوجود آمد كه عموماً جنبه رفاهي و
آموزشي داشته است. تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي،
تشكيلات متمركزي براي ارائه خدمات بهزيستي وجود نداشت و
خدمات بصورت پراكنده و بعضاً مشابه ارائه مي شد. در آغاز
انقلاب اسلامي، تأكيد بر توسعه عدالت در توزيع منابع و
خدمات رساني همه جانبه توسط دولت، شكل گيري نهادهاي مختلفي
را بدنبال داشت. نگاه همه جانبه براي دولتي كردن تمام
امور، از اين منظر كه بعنوان يكي از شعارهاي اساسي انقلاب
مي بايد فاصله بين دولت و مردم به سرعت از ميان برداشته مي
شد و تمام مسئولان نيز در آن دوران خود را وقف خدمت به
مردم مي دانستند، باعث گرديد تا مجموعه بيش از 13 سازمان و
نهاد دولتي و غير دولتي عمدتاً غيردولتي ـ به ابتكار شهيد
بزرگوار فياض بخش، با كمك و همفكري شهيد دكتر سيد محمد
باقر لواساني و ديگران، لايحه تشكيل سازمان بهزيستي را به
شوراي انقلاب پيشنهاد كرد و پس از تصويب با مصوبه شوراي
انقلاب اسلامي 10/4/1359 در جهت تحقق مفاد اصول 3و21و29
قانون اساسي و در راستاي تحقق عدالت اجتماعي سازمان
بهزيستي كشور ايجاد شد.
ب ـ وضع موجود:
فعاليتهاي متنوع سازمان بهزيستي باعث شد تا دو حوزه
مهم امور اجتماعي و امور توانبخشي از هم تفكيك شوند. خدمات
به روستائيان، امور مربوط به كودكان و مهدهاي كودك، كودكان
بي سرپرست، معتادان، زنان ويژه (روسپي) در حوزه اجتماعي و
فعاليتهاي توانبخشي و نگهداري از معلولان جسمي، ذهني،
نابينايان، ناشنوايان، سالمندان در حوزه توانبخشي سازمان
متمركز شد. در طول اين سالها بسته به تخصص رئيس سازمان و
معاونين هر حوزه شاهد جذب اعتبارات و ارائه خدمات بصورت
مختلف در دوحوزه بوده ايم. از سال 1370 بواسطه حضور تفكري
جديد در سازمان، يك حوزه مهم ديگر هم به سازمان اضافه
گرديد و تحت عنوان معاونت پيشگيري و امور فرهنگي آغاز بكار
نمود و دو دفتر پيشگيري از معلوليتها و پيشگيري ازآسيبهاي
اجتماعي بوجود آمد. اين سازمان حدود 28000 كارمند رسمي و
غيررسمي دارد.
با توجه به اينكه يكي از اصلي ترين مباحث در بحث هاي
اجتماعي و رفاهي مسئله پيشگيري است در حالت كلي در دو
عنوان قابل بررسي است:
1ـ پيشگيري در مسائل درماني:
اين بخش كه تحت عنوان بهداشت مطرح مي شود امروزه جايگاه
ويژه اي در تمامي كشورهاي جهان دارد و جزء وظايف سازمانها
و وزارتخانه هاي متولي امر درمان جامعه مي باشد. در كشور
ما نيز مجموعه امور مربوطه به پيشگيري اوليه (علاج قبل از
وقوع) مانند واكسيناسيون گرفته تا ساير مسائل بهداشتي تحت
نظر معاونت بهداشتي وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي
انجام مي شود.
2ـ پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي:
امر پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي در كشور ما از وظايف
سازمان بهزيستي است. در مورد مسائل و آسيبهاي اجتماعي
امروزه اكثر كشورهاي جهان به پيشگيري روي آورده اند زيرا:
• پيشگيري بسيار ارزانتر از درمان است.
• پيشگيري آسانتر و كوتاه تر از درمان است و درمان بيماران
ناشي از آسيبهاي اجتماعي بسيار سخت و طولاني است.
• در مورد پيشگيري، اصلي ترين وسيله كه بايد از آن بهره
گرفت، رسانه هاي ارتباط جمعي و بويژه صدا و سيما است. صدا
و سيما به علت پوشش زياد و فراگير خود مي تواند نقش را در
اين زمينه ايفا نمايد. طبق بررسي هاي به عمل آمده اين
رسانه مي تواند نقش بسيار مثبتي در ترك يك عادت اجتماعي يا
ابتلا با آن داشته باشد.
ج ـ معضلات:
1. عدم توافق و هماهنگي سازمان صدا و سيما و بهزيستي
در مورد پيشگيري باعث شد ميزان اين برنامه ها و تبليغها به
كمترين حد ممكن برسد. با توجه به اينكه برخي از برنامه هاي
صدا و سيما به گواهي كارشناسان سازمان بهزيستي نقش بدآموزي
آنها از نقش آموزنده و پيش گيرنده آن بيشتر است. يا مثلاً
درارتباط با پيشگيري از سرقت و ساير عادات اجتماعي منفي
كار جدي در صدا و سيما انجام نشده است.
2. دو نهاد بهزيستي و تأمين اجتماعي گامهايي هر چند بزرگ
در جهت كاهش فاصله طبقاني و كاهش فقر برداشته اند كه باز
هم جوابگوي تقاضاي جامعه نيست. چرا كه هر روز بر تعداد اين
افراد افزوده شده و بالطبع بر ميزان خواسته هاي مشروع و
بحق آنان نيز افزوده مي گردد.
3. عدم جديت سازمان در برخورد علمي با آسيبهاي اجتماعي.
4. باتوجه به برخوردهاي متفاوت با اين حوزه و چالشهاي
موجود، سازمان با حوزه بهداشت و سلامت در وزارت بهداشت،
مانع اوج گيري فعاليتهاي معاونت پيشگيري در سازمان بهزيستي
بوده است. در دوران دولت هشتم، توجه به نظام جامع رفاه و
تأمين اجتماعي با تلاش پيگير در سازمان بهزيستي آغاز
گرديد.
مباني دستيابي به اين نظام و برنامه هاي اجرائي آن در
جلسات مداوم تدوين گرديد و سازمان بهزيستي مي توانست به
عنوان متولي اصلي هدايت و راهبردي اين نظام قرار گيرد.
متأسفانه تغييرات مديريتي در وزارت بهداشت و سازمان
بهزيستي مانع آن شد تا سازمان به جايگاه پذيرفته شده خود
در نظام رفاه اجتماعي دست يابد. تشكيل وزارت رفاه و تأمين
اجتماعي هم متأسفانه تغيير عمده اي در برنامه هاي موجود
فراهم نكرده است.
5. همانطور كه ذكر شد، انتقال سازمان بهزيستي كشور از
وزارت بهداشت .... به وزارت رفاه، باعث تغيير عمده اي در
برنامه ها و فعاليتهاي سازمان نگرديده و روزمرگيها ادامه
يافته است. فقدان ديدگاهي جامع، روشن و بلندمدت، عدم
دستيابي به اهداف مهم در برنامه سوم، چالشهاي موجود با
وزارت بهداشت و هم اينكه وزارت رفاه، عدم تفكيك وظايف و
گاهي موازي كاري كميته امداد با فعاليتهاي سازمان بهزيستي،
تصريح برنامه سوم توسعه ـ تنوع فراوان در وظايف و ارائه
خدمات، يكجانبه گرايي در نوع خدمات ارائه شده، عدم توجه به
سپردن فعاليتها به بخش غيردولتي وعدم تبيين واضح و روشن
نوع ارتباط با وزارت رفاه، مانع از دستيابي سازمان به
جايگاه واقعي خود در نظام جامع رفاه تأمين اجتماعي گرديده
است.
6. در حال حاضر سازمان با چالشهاي مختلفي در حوزه هاي
فعاليت خود روبروست. گسترش پديده هاي مختلفي كه تحت عنوان
آسيبهاي اجتماعي مطرح هستند: افزايش اعتياد و معتادان،
كودكان بي سرپرست، بدسرپرست، روسپيان خياباني، زندانيان،
افزايش بزهكاري، فرار دختران و پسران از يك سو و تعيين
آموزش پيش دبستاني در چالش با وزارت آموزش و پرورش و ....
از جمله اين موضوعات در حوزه اجتماعي هستند.
7. در حوزه توانبخشي گسترش روز افزون سالمندي وتعداد
سالمندان كه به نظر مي رسد از جمله مهمترين چالشهاي در ده
سال آتي براي جامعه خواهد بود، افزايش تعداد معلولان
شناخته شده و درخواستهاي آنان و خانواده هايشان براي
دريافت خدمات توانبخشي و اجتماعي.
8. سازمان بهزيستي كشور از پيري و به روز نبودن سطح دانش
سازماني و عدم برنامه ربزي مناسب براي آينده رنجور است از
سوي ديگر بكارگيري تئوريهايي متناسب با جامعه غربي كه
بعضاً نيز منسوخ شده اند اين آسيبها را مضاعف كرده اند.
9. خدمات رفاهي سازمان بهزيستي جوابگوي نيازهاي رو به
افزايش موجود نيست.
د ـ راهكارها:
1. در مورد پيشگيري، اصلي ترين وسيله كه بايد از آن
بهره گرفت، رسانه هاي ارتباط جمعي و بويژه صدا و سيما است.
صدا و سيما بعلت پوشش زياد و فراگير خود مي تواند مهمترين
نقش را در اين زمينه ايفا نمايد. طبق بررسيهاي بعمل آمده
اين رسانه مي تواند نقش بسيار مثبتي در ترك يك عادت
اجتماعي يا ابتلا به آن داشته باشد. جا دارد كه مسئولان
محترم صدا و سيما در اين مورد بازنگري نمايند و با پرداختن
به اين مسئله، نقش اساسي خود را در پيشگيري از آسيبهاي
اجتماعي در جامعه ايفا نمايند.
2. حمايت از اقشار آسيب پذير بمعناي كمكهاي نقدي نبوده و
حمايت از نوع معنوي و ماندگار منظور است. آموزش حرفه و فني
دائمي، ايجاد كارگاههاي كارآفريني و زودبازده مي تواند
گامي در جهت ايجاد فرصتهاي شغلي ماندگار و حمايت معنوي از
اين قشر آسيب پذير باشد و پيش درآمدي بر رفع فقر در جامعة
امروزي. بعلت افزايش جمعيت و فشارهاي اشتغال و بمنظور كاهش
تضادها در روند اشتغالزايي، دولت مي بايست با اجراي سياست
بازار نيروي كار، كانالهاي اشتغالزايي را گسترش داده و به
افزايش نيروي مولد و فعال كمك كند.
3. سازمان بهزيستي بايد بعنوان متولي امر پيشگيري از
آسيبهاي اجتماعي در نقش خود تجديدنظر نمايد و بيشتر با
آسيبهاي اجتماعي و چگونگي جلوگيري از آن به طرق علمي
بپردازد. از اقدامات خوبي كه در اين زمينه صورت گرفته،
واحد مشاورة سازمان بهزيستي است. اين كار لازم بود، ولي
كافي نيست. لذا هماهنگي تمامي مجموعه هاي ذيربط در امر
پيشگيري از جمله دانشگاهها و استاتيد علوم اجتماعي و
اساتيد روانشناسي و علوم تربيتي. رسانه هاي ارتباط جمعي
بخصوص صدا و سيما، سازمان بهزيستي، سازمان زندانها و
اقدامات تأميني و تربيتي، بازپروريها و وزارت آ»وزش و
پرورش و ... لازم و ضروري است و همه بايد دست به دست هم
داده و در يك برنامة هماهنگي و جدي اقدام به ارائه حجم
بالايي از برنامه هاي پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي لازم در
آن زمينه را اقدام نمايند. اگر عزم ملي در اين زمينه ايجاد
شود و بودجه و امكانات لازم نيز اختصاص يابد و حجم بالايي
از تبليغات در زمان مناسب و نه چندان طولاني صورت پذيرد،
مردم خود اقدام به همكاري در اين زمينه خواهند نمود.
4. در حوزة پيشگيري برنامه هاي غربالگري و پيگيري در زمينه
هاي نابينايي، ناشنوايي، كم تواني ذهني و پيشگيري از حوادث
(بويژه حوادث ناشي از انفجار مين در مناطق جنگي) و ... نيز
پيشگيري از كودك آزاري، فرار دختران و پسران، اعتياد،
بزهكاري و طلاق و ... موضوعاتي مهم هستند كه بايد بطور جدي
بدانها توجه شود. بازنگري جدي به اين تئوريها و بهره گيري
از فرهنگ ملي و اسلاميمان نسبت به بومي سازي اين تئوريها
اقدام نمايند.
5. تأمين حداقل معاش زندگي و مايحتاج اوليه جهت خانوارهاي
بي بضاعت و بي سرپرست از جمله راهكارهايي است كه تا حدي
جوابگوي نياز بوده و جا دارد چتر حمايتي دولت و بخش خصوصي
با گستردگي بيشتري به ارائه خدمات بپردازد. چرا كه فقر از
هر دري كه وارد شود، ايمان از در ديگر خارج مي شود.
6. در حوزه پيشگيري برنامه هاي غربالگري و پيگيري در زمينه
هاي نابينايي، ناشنوايي، كم تواني ذهني و پيشگيري از حوادث
(بويژه حوادث ناشي ازانفجار مين در مناطق جنگي) و .....
نيز پيشگري از كودك آزاري، فراز دخترانو پسران، اعتياد،
بزهكاري و طلاق ....
كارگروه اجتماعي
مركز مطالعات و برنامه ريزي
تير 86
|