|
بسمه تعالي
«مـنافقيـن»
بمناسبت
سالگرد عمليات مرصاد و شكست سازمان مجاهدين خلق (منافقين)
در اين عمليات،كارگروه سياسي ـ حقوقي مركز مطالعات سازمان
مذكور را مورد ارزيابي قرار داد كه خلاصه مباحث به شرح ذيل
تقديم مي گردد.
(ياايها النبي جاهد الكفار و المنافقين واغلظ عليهم)
ـ مقدمه:
يكي از مفاهيمي كه در اسلام و قرآن و روايات مطرح است لفظ
نفاق، منافق و منافقين است. نفاق و منافقين از خطرناكترين
دشمنان پيامبران و انقلاب هاي توحيدي هستند كه در قرآن
سوره و آياتي به آن اختصاص يافته است. طبق سنت بايد سوره
منافقين در نماز جمعه خوانده شود تا خطر آن از ياد نرود.
انقلاب اسلامي ايران نيز از ساير انقلاب هاي توحيدي مستثني
نبوده و سازمان مجاهدين خلق ايرا ن كه نقش اپوزيسيون با
استراتژي خشونت و براندازي را در رژيم پهلوي طي 6 سال
مطالعه و آموزش (سال 1344 تا 1350) و 7 سال فعاليت زير
زميني (سال 1350تا 1357) ايفاد مي كرد پس از انقلاب اسلامي
ايران به عنوان ضد انقلاب و اپوزيسيون برانداز ظاهر، و به
دليل عملكردش از سوي مردم ايران به منافقين موسوم گرديد و
نه تنها در ايران بلكه در جهان نيز مصداق بارز تروريسم
معرفي و اعلام شد.
ـ ارزيابي سازمان مجاهدين خلق ايران(منافقين):
براي شناسائي هر تشكل مي توان اهداف، جهان بيني، اصول
عقيدتي، خط مشي كلي يا استراتژي، تاكتيكها، شناخت رهبران و
مسئولان، عملكرد، نوع شبكه بندي و سازماندهي و برنامه هاي
آينده آن تشكل را بررسي نموده و براساس آن قضاوت نمود.
سازمان مجاهدين هدف خود را مبارزه با امپرياليزم و ايجاد
جامعه بي طبقه توحيدي مي داند چنانكه مسعود رجوي در جلد
اول كتاب تبيين جهان خود مي گويد «ما چه قبل و چه بعد از
قيام توده اي بهمن ماه، هميشه روي دشمن اصلي و تضاد اصلي
كه همان امپرياليستهاي آمريكا باشد اصرار كرده و مي كنيم »
اين درحالي است كه حضرت امام خميني(ره) هدف خود را احياي
اسلام و ايجاد جامعه اسلامي با نظام و حكومت اسلامي مي
داند اما هدف سازمان جامعه بي طبقه كه اصطلاحي ماركسيتي
است بيان شده است.جهان بيني سازمان از تطبيق ماركسيسم بر
اسلام تشكيل شده و تفكرات ماركسيتي مانند بحث تكامل داروين
و نظريه زير بنا بودن اقتصاد و مراحل ششگانه تاريخ در كتب
سازمان مطرح شده است. كتابهايي كه سازمان نيز به اعضايش
براي مطالعه معرفي مي كرده همان كتب مورد نظر ماركسيستها
بوده است. سازمان جهان بيني توحيدي ندارد و از ماده بحث مي
كند و در بحث انسان، نظريه تكامل داروين را قبول دارد و
فقط كارگر را انسان شايسته مي داند و هر فرد غير كارگر را
در تضاد با كارگران مي داند. اصول عقيدتي مدون و منسجمي از
سازمان وجود ندارد اما آنچه كه به صورت پراكنده است با
اسلام راستين فاصله دارد مثلاً در مورد كلمه اسلام، مسعود
رجوي در كتاب تبيين جهان خود جلد 8 صفحه 34 مي گويد «اسلام
به معني تسليم بودن نيست كه چيز بدي است بلكه منظور تطبيق
دادن يا تطابقانيدن است يعني تطبيق با نظام آفرينش كه همان
كلام انگلس است». و در جاي ديگر موسي خياباني مي گويد «ما
ايدئولوژي خود را از ميدان مبارزه اجتماعي و از ميدان عمل
انقلابي بدست آورده ايم و بديهي است كه تفاوتهاي كيفي در
برداشت هاي ايدئولوژي ما و تفكرات سنتي وجود داشته باشد.
ما از همان اول به دنبال اسلام اصيل و انقلابي بوديم و از
همان اول مرزهاي قشري گري را شكستيم». بديهي است اسلامي كه
از اسلام شناسان برجسته و طبق معيارها و ضوابط اتخاذ نگردد
و در مبارزه و تجربه بدست آيد موجب چه انحرافاتي مي شود.
سازمان در مورد توحيد مي گويد «توحيد يعني اصالت دادن به
وحدت در كل نظام هستي، يعني تضادها را چه در بنياد و چه در
سرانجامشان در چهارچوب وحدت ديدن، يعني تضادها وسيله نيل
به وحدت هستند و وحدت سرانجام و عاقبت تضادها است. يعني به
جاي دوگانگي و تضاد، يگانگي و يكتايي است كه اصالت دارد».
ملاحظه مي شود كه با توحيد اسلام ناب چقدر فاصله دارد بلكه
بر اصول ديالكتيك ماركسيسم و تضاد مبتني است.
الف ـ اهداف و خط مشي:
براساس جهان بيني و ايدئولوژي مذكور، سازمان ا هداف
استراتژيك خود را در جزوه اي چنين بر شمرده است:
1. تربيت مسئولين همه جانبه.
2. امپرياليزم جهاني به سركردگي آمريكا به عنوان دشمن
اصلي.
3. ضرورت كار تئوريك (بخصوص ايدئولوژيك) و تخطئه گرايش
ماجراجويانه.
4. جامعه گردي براي آشنائي عيني از توده هاي مردم.
5. ضرورت مكتبي بودن مبارزه.
در حاليكه چندي بعد دورة آموزش 5/2 سال به 1 سال تقليل
پيدا كرد و بعد از آن كه بسيار كوتاه شد و آشنايي و تبادل
تجربيات با ساير سازمانها سبب همراهي با ماركسيستها گرديد
و بجاي كارتئوريك باسازمان فتح (فلسطين) مذاكره و ارتباط
بر قرار و نيروهايي براي آموزش نظامي به آنجا گسيل شدند و
نهايتاً در سال 1349 استراتژي سازمان به شرح ذيل تصحيح شد:
1ـ بايد از عمليات كوچك آغاز كنيم نه قيام شهري.
2ـ خط مشي ما چريك شهري خواهد بود.
3ـ حتي المقدور بايد عمل را از جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي
(سال 1350) آغاز كرد.
4ـ طرح ترور شاه انرژي بر و احتمال شكست دارد و بايد از
روي خط عمليات كوچك حركت كنيم.
ملاحظه مي گردد كه سازمان از اهداف اوليه دور مي شوند.
سازمان در سالهاي مختلف از خط مشي هاي مقطعي نيز استفاده
مي نمود و هر لحظه به رنگي در مي آمد. گاهي امام را پدر
خواندند، زماني بني صدر را قبول نداشتند و سپس با او يكي
شدند و رياست جمهوري او را پذيرفتند و يا در مقطعي شعار
انحلال ارتش دادند و در يك مقطع شعار پيش به سوي ارتش بي
طبقه توحيدي سردادند، يك روز گفتند در فاز سياسي هستيم و
يك روز به فاز نظامي رفتند، يك روز به صدام پيوستند و يك
روز شعار مبارزه با امپرياليسم سر دادند و روز ديگر دنبال
حمايت آمريكا بوده و عكس با كلينتون انداختند.
ب ـ عملكرد:
با توجه به مطالب فوق الذكر عملكرد سازمان به دو دورة قبل
از انقلاب اسلامي و بعد از انقلاب اسلامي تقسيم بندي مي
شود:
• اهم عملكرد سازمان قبل از انقلاب اسلامي
1. بمب گذاري در اداره اطلاعات مركزي آمريكا، ساختمان
انجمن ايران و آمريكا و ساختمان انجمن روابط فرهنگي ايران
و انگليس.
2. ايجاد انفجار بر سر راه ماشين ژنرال پرايس مستشار نظامي
آمريكا.
3. انفجار در ساختمان اردن هاشمي.
4. انفجار در شركت هواپيمايي پان آمريكن.
5. انفجار در ساختمان شركت نفتي شل ـ لاوان.
6. ترور سرهنگ دوم لوئيزها وكنيز.
7. انفجار در ساختمانهاي شركت نفت ايران و پان آمريكن در
محوطه خارجي سفارت انگليس.
8. انفجار مقر گارد دانشگاهي صنعتي آريا مهر.
9. انفجار در ساختمان شركت جنرال.
10. انفجار در پاسگاه ژاندارمري كاروان سراسنگ.
11. انفجار بمب در تأسيسات برق كارخانه ايرانا.
12. بمب گذاري در محل مجله هنر و سينما.
• اهم عملكرد سازمان بعد از انقلاب اسلامي:
1. يغماي اموال باقي مانده رژيم پهلوي و سازمان هاي دولتي
و سرقت مسلحانه.
2. سوزاندن 18 جوان پاسدار و سربريدن آنها در روي تخت
بيمارستان.
3. ايجاد شورش و بلوا و خرابكاري و ترور در شهر هاي مختلف.
4. ارتباط مكرر با بني صدر و دريافت مجوز حمل سلاح و
همچنين دريافت سلاح.
5. فاجعه 7تير و 8 شهريور سال 1360 (انفجار دفتر حزب و
نخست وزيري).
6. حمله به صندوق تعاوني صنفي.
7. پاشيدن فلفل و نمك به چشم مردم و به رگبار بستن آنها در
خرداد 1360.
8. انفجار بمب در ضبط صوت مقابل مقام معظم رهبري در مسجد
ابوذر در سال 1360.
9. جاسوسي سعادتي عضو سازمان براي شوروي سابق.
10. تخليه اطلاعات مسئولين از طريق تلفن.
11. مزدوري براي صدام.
12. پناه بردن به غرب استعمارگر و استثمارگر.
ج ـ ويژگيها و آثار تشكلهاي نفاق گونه:
بروز و ظهور افراد و تشكلهاي منافق ناشي از وجود محروميتها
و معضلات اجتماعي و فقدان آگاهي افراد جامعه و .... مي
باشد كه مي توان ويژگيهاي آن را به شرح ذيل بر شمرد:
1. حمايت استكبار جهاني و دشمنان اسلام از آنان.
2. آسيب زدن به جامعه و شخصيتها.
3. جذب نيروي انساني جامعه ( سرگردان يا مساعد).
4. از بين بردن فرصتهاي اجتماعي.
5. فعاليت زير زميني و غير علني شدن آنان.
6. جاسوسي و ضربه زدن به منافع ملي.
7. در خدمت دشمنان قرار گرفتن.
د ـ را هكارهاي پيشگيري و مقابله با تشكلهاي نفاق گونه :
1. وجود آزادي هاي رسمي كه موجب زير زميني شدن تشكلها
نگردد.
2. شفاف سازي تشكلها و حمايت و تشويق آنها بمنظور جذب
افراد با ديدگاه هاي مختلف و جلوگيري از افراطي گري آنان.
3. اجازه نقد دادن به افراد و تشكلها.
4. برخورد قاطع و ريشه كن با آتشكلهائي كه وارد مرحله
نظامي مي شوند.
5. عدم اجازه خروج از كشور به چنين افراد.
6. رفع محروميت و حل معضلات اجتماعي تا زمينه ساز چنين
جرياناتي نشود.
7. آگاهي بخشيدن به جامعه.
كارگروه سياسي ـ حقوقي
مركزمطالعات و برنامه ريزي
تير ماه 86
|