|
بسمه تعالي
«فقر و فقرزدايي»
كارگروه اقتصادي طي جلسات متعددي موضوع فقر را مورد بحث و
بررسي قرارداد و به نتايج ذيل دست يافت:
الف ـ مقدمه:
فقر و محروميت دو پديده جهان شمولند، كه در طول تاريخ بر
رشد و تعالي بسياري از جوامع بشري سايه افكنده و آينده
انسانهاي بيشماري را به خطر انداخته و هر روز تعداد زيادي
را به پرتگاه نابودي سوق مي دهند. اين پديده شوم سلامت
جوامع و امنيت بسياري از كشورهاي در حال توسعه و حتي توسعه
يافته را تهديد مي كند. در كشور ما نيز فقر يكي از مشكلات
عمده بوده و همواره فقرزدايي مورد توجه امام، مقام معظم
رهبري، مسئولين نظام قرار داشته است. و در قانون اساسي نيز
به آن توجه شده است. امام خميني (ره) در اين زمينه فرموده
است: «كساني كه در طول تاريخ محروميت كشيده اند نيابد در
جمهوري اسلامي محروميت بكشند همه بايد دست به دست هم بدهيم
تا ريشه فقر و استضعاف را بر كنيم.» سپس متذكر مي شوند
«خير دنيا و آخرت شما در رسيدگي به محرومان و مستضعفان
است.» مقام معظم رهبري نيز رسيدگي فوري به درماندگان و
محرومان را بر كار اساسي كردن اولويت داده و نسبت به وجود
مجموعه هايي جهت تأمين نيازهاي فوري و روزمره محرومان
تأكيد فرموده اند.
ب ـ تعريف فقر:
در فرهنگ لغت فقر راتنگدستي، تهيدستي، نيازمندي، حاجتمندي
معني كرده اند.
• تعريف فقر در ادبيات سازمانهاي جهاني:
بانك جهاني، فقر را ناتواني افراد، خانوارها يا جامعه در
بدست آوردن منابع براي تأمين نيازهاي اساسي خود تعريف مي
كند.
يكي از تعاريف كلاسيك فقر كه در ادبيات فقر شناسي بيشتر
بكار رفته و از جمله تعاريف عام و پذيرفته شده جهاني است
ناتواني در دستيابي به حداقل استاندارد زندگي مي باشد.
• فقر در ادبيات اسلامي:
در ادبيات اسلامي فقر به معناي ناتواني در تأمين مخارج
زندگي در حد متعارف تعريف شده و منظور از ناتواني در تأمين
مخارج زندگي آن است كه فرد عليرغم داشتن سرماية كسب يا
اشتغال از درآمد كافي براي مخارج زندگي، در حد متعارف بهره
مند نباشد.
ج ـ انواع فقر:
در فرهنگ اقتصادي فقر با دو واژه متفاوت «فقر مطلق» و «فقر
نسبي» بيان شده كه هر كدام معني و مفهوم متفاوت با ديگري
دارد.
1. فقر مطلق: هرگاه شخصي از تأمين نيازهاي اوليه زندگي خود
و افراد تحت سرپرستي اش ناتوان باشد فقير است، به عبارت
ديگر هرگاه شخصي از ميان كالري يا پروتئين كه براي ادامة
حيات سالم لازم است برخوردار نباشد، دچار فقر مطلق شده
است. در سطح كلان مي توان همين تعبير را براي گروه يا
اجتماع به كار برد، يعني هرگاه درآمدسرانة جامعه اي از
حداقل معقول (براي تأمين نيازهاي ضروري) كم تر باشد، اين
جامعه را در فقر مطلق مي دانند.
2. فقر نسبي: ممكن است گروهي از افراد يك كشور از توانايي
لازم براي تأمين نيازهاي اولية زندگي برخوردار باشند، ولي
به لحاظ اينكه درآمد و سطح زندگي آنان از متوسط درآمد
جامعه پائين تر است، در فقر نسبي به سر مي برند. همچنين
هرگاه درآمد جامعه اي از سطح متوسط درآمد كشورهاي جهان
پايين تر باشد، در سطح كلان، در فقر نسبي به سر مي برد هر
چند نيازهاي اساسي خود با تأمين كند.
د ـ عوامل مؤثر در ايجاد و گسترش فقر:
عوامل آورنده فقر گاهي انتخابي (ارادي) يا تحميلي
(غيراداري) مي باشند. بعضي مواقع فرد به طور مستقيم فقرا
انتخاب مي كند، و يا عملكرد وي منجر به فقر مي شود كه اين
فقر را ارادي مي گويند. ولي در جوامع فقير بسياري از افراد
فقر خود نقشي ندارند. اين پديده بر اثر عوامل ديگر بر وي
تحميل مي شود كه به آن غير ارادي مي گويند.
1. سستي و تنبلي:
در بسياري از مواقع فقر در اثر تنبلي و يا نداشتن تخصص و
مهارت بوجود مي آيد.. گروهي يا اصلاً حوصله كار ندارند يا
در پي كارهاي راحت و بي رنج مي گردند. دسته اي نيز به سبب
آن كه در جواني حرفه و تخصصي نياموخته اند، كار مناسب
بيايند و بيكار مي مانند.
حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: هركس برنج (ناشي از كار)
بردباري نورزد بايد فقر را تحمل كند.
2. بي برنامه گي:
رمز موفقيت هر فرد، داشتن برنامة متناسب با موقعيت خود و
جامعه و تنظيم مخارج زندگي است. در سطح كلان نيز كشورها با
تنظيم برنامه هاي كوتاه مدت به سامان دهي وضعيت اقتصادي
خودمي پردازند. بنابراين، بي برنامه گي با برنامه ريزي به
پيدايش فقر در سطح افراد و جوامع مي انجامد.
3. ارتكاب و ترويج گناه:
از معصومان (ع) روايت شده گناه سبب كم شدن روزي و فقر
انسان مي شود. قرآن نيز به اين موضوع اشاره داشته است:«و
من اعرض عن ذكريفان له معيشتا ضنكا». هركس از ياد خدا غافل
شود زندگي او تنگ خواهد شد.(سوره طه آيه 124). بي ايماني و
گناه كاران، همه مردم را در بر مي گيرد. به همين سبب، يكي
از برنامه هاي استعمارگران و نيز فرمانروايان خودكامه،
ترويج زمينه هاي گناه در جامعه و تضعيف پايه هاي اعتقاد و
ايمان مردم، به ويژه نسل جوان، است.
4. برداشت غلط از احكام:
گروهي چنان مي پندارند كه نيكبختي دنيا و آخرت جمع شدني
نيست و اگر بخواهند در جهان ديگر كامياب باشند، بايد در
دنيا در فقر و بيچارگي به سر برند. اينان، به سبب برداشت
هاي نادرست از مفاهيم يچون زهد از دنيا روي گردانده اند،
نعمت هاي آنرا برخود حرام كرده اند.
5. عوامل طبيعي:
گاه حوادثي رخ مي دهي كه شيرازه زندگي هارا فرو مي پاشد و
زمينه ساز فقر جنكاه مي شود. بيماري، معلوليت و يا مرگ
سرپرست خانواده، زلزله، آتش سوزي، سيل، حادثه و خشكسالي
بخشي از عوامل طبيعي فقر تحميلي به شمار مي آيد.
6. عوامل اقتصادي:
مهم ترين عوامل پيدايش فقر تحميلي را باد در عرصة اقتصاد
جستجو كرد، مديريت ناسالم يا ضعيف جامعه انحصار، ايجاد
محروميت، استثمار، توزيع ناعادلانه ثروت رشد بي رويه تورم،
روابط ناسالم اقتصادي، بيكاري فاصله طبقاتي و امثال آنها
از جمله عواملي هستندكه باعث فقر فرد و جامعه مي شوند
تجربه نشان دادن هر يك از اين عوامل مورد اشاره قارد است
به تنهائي اقتصاد كشور را با مشكل جدي مواجه نموده و با
افزايش موارد مذكور اقتصاد را به كلي فلج نمايد.
7. فقدان امكانات شغلي:
بيكاري بلاي خانمان سوزي است كه درپي آن ده ها معضل
اجتماعي بوجود مي آيد بدترين آن از دست دادن كرامت انساني
و حيثيت اجتماعي فرد بيكار است، با افزايش آن جامعه با
كاهش توليد و كاهش پس انداز روبرو مي شود اين پديده از
عوامل تشديد فقر بشمار مي رود. به همين جهت است كه
سازمانهاي بين المللي پايين بودن نرخ بي كاري را از شاخص
هاي مهم توسعه مي دانند.
8. ضعف مديريت:
يكي از علل عمده اي فقر كشورها، فقدان مديران متخصص و
كاردان در امور اجتماعي و اقتصادي است و چه بسا از اين
طريق زيانهاي فراواني به مسلمانان وارد مي شود. آيات و
روايات بسيار، مؤمنان را از سپردن كارها به غير متخصصان و
ناآگاهان بازداشته است. در قرآن كريم مي خوانيم
«ولاتوالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما» امالتان
را، كه خدا ماية سامان يابي زندگي قرارداده است، در اختيار
كم خردان قرار ندهيد.
9. بهره برداري نامناسب از منابع:
بيشتر اقتصاد دانان، اقتصاد را به معناي استفادة بهينه از
منابع كمياب مي دانند. هر كشوري كه از منابع خود بهتر
استفاده كند، در توسعه موفق تر خواهد بود. و تضييع منابع
موجود موجب فقر مي گردد.
10. عوامل اجتماعي و فرهنگي:
گروهي از مردم كشورهاي جهان سوم، در اثر تبليغات مسموم
كشورهاي ثروتمند، دچار باورهاي غلطي شده اند كه نتيجه اي
جز عقب ماندگي و فقر ندارد. خود باختگي در برابر كشورهاي
توسعه يافته، يكي از اين باورهاي نادرست است. خودباختگان
چنان مي پندارند كه كشورهاي جهان سوم از نوآوري، استعداد و
نبوغ بي بهره اند و هميشه بايد منتظر بمانند تا نظريه هاي
علمي و اختراعات و اكتشافات از سرزمين هاي توسعه يافته به
سمت جهان سوم سرازير شود.
11. انحصاري بودن دانش و فن آوري:
امروزه نقش دانش و فناوري در توسعة كشورها بر كسي پوسيده
نيست. كشورهاي جهان سوم به سبب نبودن زمينه هاي اقتصادي
پژوهش از اين دو ابزار بي بهره اند. كشورهاي توسعه يافته،
اغلب به جهت خوي استعمارگرانه شان، از انتقال اين ابزارها
به جهان سوم پرهيز مي كنند. يكي از نقشه هاي استعمار در
جهان سوم، فراهم ساختن زمينه براي فرار مغزهاست. نتيجة اين
فعاليت ها، عقب ماندگي و فقر بيشتر اين كشورهاست.
هـ وضع موجود:
با توجه به عدم وجود آمار مناسب در مورد فقر و ميزان درآمد
افراد جامه، نمي توان آمار مناسبي از وضع موجود
............ حدود 5/16 ميليون نفر از جمعيت كشور زير خط
فقر نسبي زندگي مي كنند. با توجه به عدم توازين در منابع و
درآمد مابين مناطق شهري و روستايي و براساس گروه بندي
اقشار آسيب پذير، اين آسيب اختصاص به زنان سرپرست خانوار،
جوانان بيكار، خانوادههاي چراگرد (عشاير)، كشاورزان بدون
زمين و زمين كوچك، كارگران ساختماني موقت، ايتام،
سالمندان، مهاجران بي مسكن و...... است. با توجه به هزينه
هاي زندگي در شهر و روشتا ميانگين خط فقر براي خانوارهاي
شهري و روستايي كل كشور به ترتيب 185 و 110 هزار تومان
است. براساس بررسي هاي انجام شده در پايان سال 1385 حدود
17% از جمعيت كل كشور از نظر تأمين مخارج زندگي و معيشت
زير خط فقر مطلق قرار داشته اند. در بررسي ديگري كه مؤسسه
عالي پژوهش در برنامه ريزي و توسعه تحت عنوان «بررسي تحول
سطح رفاه و توزيع آن، خط فقر و مشخصات اقشار فقيري» انجام
داده است سهم فقر در جوامع روستايي و شهري را به ترتيب 20%
و 13% اعلام نموده كه قريب 60% از آنها خانواده هاي بي
سرپرست و بالاي 60 سال تشكيل مي دهد كه در شرايط اقتصادي
تورم زا بسيار آسيب پذير و شكننده مي باشد اين قشر كه
عموماً ناخاسته به فقر و ناتواني مبتلا گرديده اند سخت به
ياري دولت و نهادهاي حمايتي نيازمندند. طبق آمار مندرج در
نظام جامع تأمين اجتماعي تعداد محرومين تحت پوشش كميته
امداد امام خميني (ره) و سازمان بهزيستي بيش از 5/4 ميليون
نفر در (4/1 ميليون خانوار) يعني حدود 2/7% كل جمعيت كشور
تحت حمايتهاي اين دو سازمان قرار گرفته اند و بسياري ديگر
نيز نياز به حمايت دارند.
وـ راهكارهاي درمان فقر:
1. هدايت بيكاران به سمت اشتغال مولد و مفيد از طريق آموزش
هاي فني و حرفه اي.
2. سرمايه گذاري در زمينه توليد و در نتيجه ايجاد اشتغال.
3. بيمه.
4. نظام جامع تأمين اجتماعي با پوشش دهي موارد زير:
1/4ـ بازنشستگي، از كار افتادگي و فوت.
2/4ـ بيكاري، حمايت از سالمندان، حوادث و سوانح.
3/4ـ ناتوانيهاي جسمي و رواني.
4/4ـ مراقبت هاي پزشكي، بهداشت و درمان.
5/4ـ حمايت از كودكان و زنان بي سرپرست و يا خودسرپرست.
5. پيشگيري از سقوط مجدد محرومين به چرخه فقر.
6. اصلاح نظام اقتصادي با توجه به توزيع متناسب ثروت.
7. سازماندهي و هدفمند نمودن يارانه ها و منابع حمايتي.
كارگروه اقتصادي
مركز مطالعات و برنامه ريزي
مهر 1386
|